تبليغاتX
پرسه در طاهرگوراب
شعرها و دست نوشته های من

در زمان سلطان محمود غزنوي، پيرزني همراه كارواني سفر كرده بود. دزدان در «ديرگچين» (بين ري و اصفهان) به كاروان او حمله آوردند و اموال او را بردند. پيرزن پيش سلطان محمود رفت و تظلم كرد: دزدان كالاي مرا بردند. كالاي من بازستان يا تاوان بده.

سلطان گفت: ديرگچين كجا باشد؟

پيرزن گفت: ولايت چندان گير كه بداني چه داري و به حق آن برسي نگاه تواني داشت.

پس سلطان گفت: راست مي گويي! و دستور داد تا مال زن را تاوان بدهند.

نوشته شده توسط محمدرضا بلبل پور در ساعت 20:34 | لینک  | 

ابراهيم ادهم پادشاه بلخ بود. روزي بارعام داده بود و همه را نزد خود مي پذيرفت. همه بزرگان لشكري و كشوري نزد او ايستاده بودند و غلامان صف كشيده بودند. ناگاه مردي با هيبت از درب درآمد و هيچ كس را جر‍‍أت و ياراي آن نبود كه گويد تو كيستي و به چكار مي آيي؛ آن مرد همچنان آمد و آمد تا پيش تخت ابراهيم رسيد. ابراهيم بر سر او فرياد كشيد و گفت: اينجا به چكار آمده اي؟ مرد گفت: اينجا كاروانسراست و من مسافر. كاروانسرا جاي مسافران است و من اينجا فرود آمده ام تا لختي بياسايم.

ابراهيم به خشم آمد و گفت: اينجا كاروانسرا نيست، قصر من است.

مرد گفت: اين سرا قبل از تو، خانه كه بود؟

ابراهيم گفت: فلان كس.

گفت: پيش از او، خانه كدام شخص بود؟

گفت: پدر فلان شخص.

مرد پرسيد: آنها كه روزي صاحبان اين خانه بودند، اكنون كجايند؟

ابراهيم پاسخ داد: همه آنها مرده اند و اينجا به ما رسيده است.

مرد گفت: خانه اي كه روزي سراي كسي است و پيش از تو كسان ديگري در آن بودند و پس از تو، كسان ديگري اينجا خواهند نشست، به حقيقت كاروانسراست؛ زيرا هر روز و هر ساعت خانه كسي است.

ابراهيم از اين سخن در انديشه فرو رفت و دانست كه خداوند او را براي اينجا و يا هر خانه ديگري نيافريده است. بايد كه در انديشه سراي آخرت بود؛ كه آنجا آرامگاه ابدي است و در آنجا هماره خواهيم بود و ماند.

نوشته شده توسط محمدرضا بلبل پور در ساعت 9:9 | لینک  | 

روايت كنند كه براي انوشيروان عادل، در شكارگاهي ، گوشت شكاري را كباب كردند؛ نمك در آنجا نبود، پس يكي از غلامان به روستايي رفت تا نمك بياورد.

انوشيروان به آن غلام گفت: نمك را به قيمت روزانه ( نه كمتر) خريداري كن، تا آيين نا درستي را بنيان نگذاري و روستا را خراب نگردد.

به انوشيروان گفتند: اندكي كمتر از قيمت خريدن چه آسيبي را مي رساند؟

انوشيروان پاسخ داد: بنياد ظلم در آغاز از اندك شروع مي شود و سپس به طور مكرر بر آن افزوده شده و زياد مي گردد.

نوشته شده توسط محمدرضا بلبل پور در ساعت 13:59 | لینک  |